مناجات

 

 

هيچ كس نميتواند ذره اي از خواسته هاي ترا بكاهد.

من اجراكننده ي آنم كه تو خواهي ،

نگاه دارنده ي آنم كه برمن ارزاني داري .

آن قدر گرفتاري بر من فرستادي كه مرا مقاوم كردي.

به گونه ای كه امروزه قادرم ، تمام دردهايي را كه از سوي تو مي رسند ، تحمل كنم.

تو بمن سعادتي عنايت كردي كه آن را از درون خود مي جويم ،

هرگز كسي نميتواند در بيرون آن را بيابد،

تو روحم را با سعادت آشنا كردي و جسمم را با درد،

چون تو مرا نيافريدي كه سعادتمند باشم،

بلكه از خلقت من منظور ديگري داشتي كه همگان بر آن واقف نيستند ،

ولي من مي دانم كه

خواست در توست،

نهايت در توست ،

اگر بازهم نصيبي از آنها دارم برمن رحمت آور ،

و آنچه را عطايم كن كه مرا زيبنده است.

تحمل تنها سختي هاي عالم را ، با من آزمودي،

ولي من در زمان حياتم ، روحيه و قدرت تحمل خود را از دست ندادم.

قدرتي به من عنايت كردي كه در زمان دردكشيدن،

همه آروزي زندگي مرا داشته باشند.

با اينكه شناختي به تمام عالم و در آن داري ،

گاهي بندگان خود را مي آزمايی،

من به فضل و كرم تو.... نيازمندم

مرا درياب

تا در زمان رسيدن به معشوق رو سپيد باشم.

 

آميـــــــن......

 

زسيلي صورتم گلگون نمودم

كه كس واقف نگردد از وجودم

نداند بي خرد درد خداداد

كه از نام تو لرزد تار و پودم

 

 

تابستان89

 

شيرين