طرح نو

 

من به پاكيزگي چشمه سفر خواهم كرد

و غبار از سر و روي همه ي خسته دلان

به سبب سازي يك گل نم عشق

در زماني همه صبح

در هوايي كه پر از دلبري چلچله هاست

با كف دستي پر از نور و اميد

پاك خواهم كرد

آب را در صدف صافي شعر

شعر را در شط دريايي نور

تا سراپرده ي اسرار خدا خواهم برد

و دگر بار گل آدم را

به سرانگشت صميمت و عشق

بهم خواهم زد

تا بني آدمي از جنس بلور

خالي از دغدغه ي زشت غرور

كه دلش سفره ي رنگين محبت باشد

از دل خاك سيه برخيزد

برتن عالم خالي از مهر

يك سبد سوسن و سنبل ريزد

يك سبد سوسن و سنبل ريزد.

 

بهار 84

 

 شيرين

 

***