تبليغاتX
♥ ღ پرنــده رهایـــی ღ ♥

♥ ღ پرنــده رهایـــی ღ ♥

اصغر فرهادي به شيرين اش رسيد....

اسكار را افتخار و عزت را سربلندي و غرور را شعف و شادماني را دريافت كردي درود بيكران بر تو كه نامت در تاريخ جهان به ثبت رسيد و تا ابد ماندگار شد . همزبان نازنينم من بخود ميبالم كه در اين عصر آهن و فولاد شما نقطه عطفي در ثبت زيباترين و ماندگارترين احساسات و ارزشهاي ناب انساني شديد .... صميمانه ترين تبريكات تقديم شما باد اگرچه زبان قاصر از بيان احساس و عرض تبريك و يافتن واژه اي كه درخور تقدير از اصغر فرهادي و ياران عزيز و محترمش باشد بسيار سخت و دشوار است ...
تبريك و هزاران بار تبريك........

نوشته شده در دوشنبه هشتم اسفند 1390ساعت توسط ღ شيرين ღ| |

ترديد



از كدوم جاده ترديد

ميشه رفت تا مرز خورشيد


نميشه ستاره ها رو

دم صبح از رو زمين چيد


وقتي گل غمگين و خسته است

روبروم يك دربسته است


نميشه عكس تورو ديد

توي قابي كه شكسته است


پشت سر جاده ي غربت

روبروم راه نرفته


توچشام شعله ي حسرت

رولبام حرف نگفته


گاهي توي قاب آينه

خسته ميشم از يه تصوير


خودمو براي بودن

ميسپرم بدست تقدير


پرسه مي زنم تو كوچه

ميشكنم مثل يه فرياد


توي دست باد پاييز

مثل برگها ميرم از ياد


عكس تو رنگ غروبه

روي تنهايي ديوار


بيا تا باور خورشيد

اي هنوز و اي تو تكرار


بيا تا باور خورشيد

اي هنوز و اي  تو تكرار


*****


پاييز 90


شيرين



نوشته شده در شنبه بیست و یکم آبان 1390ساعت توسط ღ شيرين ღ| |

 


مي نويسم براي عزيزانم دوستان و ياران و همراهان مهربان ، وفادار و هميشه جاودانم ، كساني كه مدتهاست با وجود كوتاهي و قصور من بازهم بدون هيچ شكايتي خواننده ي نوشته ها و مطالب و اشعار من هستند كه همانا  با روح ، احساس و گفت و خواستــــــه هاي قلبـــم انس گرفته اند .

ازحضورمحترم وعزيزهمگي صميمانه سپاسگزاري نموده و بازهم مينويسم كه:

كساني يافت مي شوند كه باور ندارد خدا را و باور ندارند موجوديت و تماميت انسانها را ، كساني يافت مي شوند كه باور ندارند اصول اصيل انسانی را ، ارزشها را ، اخلاقيات را ، حرمتها و چه بسيارند در روزگار ما كساني كه با دست آويز قراردادن واژه هاي مقدسي چون عشق چون دوستت دارم تمام لطافت و ظرافت ، پاكي و خلوص احساسات را به سخره ميگيرند.

پروردگارم در عصر ما چه ميگذرد ؟ ما مردمان كدامين كوي و سرزمين هستيم ؟ در اين وادي چه ميگذرد كه دروغ ، نيرنگ ، فريب و ريا عامل بقاي زندگي اكثريت قريب به اتفاق مردمان شده ، هويت انساني زير علامت سوال رفته دگر حتي به گفته ي همنوعان اطمينان و يقيني نيست گله از چه چيز و چه كس بايد كرد حال كه :

خدا هم زخمي اين روزگار است

پس بايد كه دل آسمان هم براي زميني كه ساكنيني اين چنين دارد  بگيرد و بگريد و بگريد....

نتاب خورشيد زمين جای قشنگی نيست.....

 


پاييز 90


شيرين 


نوشته شده در چهارشنبه یازدهم آبان 1390ساعت توسط ღ شيرين ღ| |

6 فروردين آغازي دوباره...

 

 

يكسال ديگر از عمرم سپرسي شد سالي پر از تلاطم و التهاب مالامال از شادي و اندوه و تلاش توام با خاطرات تلخ و شيرين بسيار كه بمن آموخت زندگي تجربه ي شب پره در تاريكي ست.

و هنگامه ي 6 فروردين سالروز تولدم كه افتخار تقارن با سالگرد تولد زرتشت اين اولين پيامبر ايران زمين مهد تمدن و فرهنگ كهن و اصيل آريايي را دارد فرا رسيد پس:

 

پروردگارا بسيار سپاسگزارم از بدنيا آمدنم.

 

برگي ديگر از دفتر زندگي من ورق خورد و مرا ياد آور شد كه نقصان بسيار دارم اما مجال زدودن خطاها همچنان باقي ست كماكان اين فرصت بمن داده شد كه بيازمايم درون و سرشتم را اعمال و رفتار و خلقياتم را و بياموزيم آنچه را كه به تعالي روح و روان و نيل به مقصد نهايي بمن كمك خواهد كرد . در سالي كه گذشت چه بسيار دوستاني پاك تر از گلبرگ گل ياس و خوشبوتر از عطر اقاقي ها به دفتر خاطرات زندگيم با پولك محبت الصاق نمودم.

سالروز تولدم فرا رسيد و شيرين دختر ايران زمين يكسال ديگر به لطف پروردگار و با وجود عطرآگين پدر و مادري عزيزتر از جان دو فرشته مهربان و دوستان و ياران و فرزندان ايران زمين چون چشمه پاك و زلال آناني كه هم تكه اي از آسمان در چشمانشان ، جرعه اي از دريا در دستانشان و تجسمي زيبا از خاطره ي ايثار گلهاي سرخ در معبر ارغواني دلشان به يادگار مانده است را شروعي دوباره و آغازي به يادگار هميشه جاودانه را تجربه مي نمايد.

پس نخستين چكه ي ناودان بلند يك احساس را در قالب كلامي از جنس تنفس باغچه هاي معصوم ياس به روي حجم سپيد دفتر زندگيم مي ريزم و آن را با لهجه ي همه ي پروانه  صفت هاي اين گيتي بي انتها به آستان نيلوفري تمام دلهاي زلال تقديم مي نمايم.

 

بهار90

 

شيرين

 

 

نوشته شده در شنبه ششم فروردین 1390ساعت توسط ღ شيرين ღ| |

 

 

 

 

بنام يگانه هستي بخش كائنات

 

 

براستی اولين روز بهار مصادف با اولين فروردين موسم شكفتن ، رويش و زنده شدن دوباره است كه به واقع نخستين  روز بهار گويي نخستين روز آفرينش است .زمين مرده خاك تشنه سروهاي رعنا و كاج هاي مهربان كوهساران لاله زاران همه و همه به انتظار قدوم پربركت بهارانند.

و باز عالم و آدم پوسيدگان خزان و زمستان خندان و شتابان به استقبال بهار ميروند تا اندوه سرد زمستان را به فراموشي سپارند و كابوس غم را در زير خاك مدفون سازند و آنگاه سرمست  باوجد و نشاط رقصان و پايكوبان اين سرود طرب انگيز جشن شكوفه ها و نو روز را برگزار نمايند.

پس بنگر به رستاخيز طبيعت كه چه زيباست و هرسال رستاخيزي دگر را تجربه مي كنيم و چه زيباتر رستاخيز انسان در اين عصر آهن و تباهي.........

 

 

 

مبارك بادت اين سال و همه سال

همايون بادت اين روز و همه روز

 

 

 

 

 

 

و چه خوش گفت لسان الغيب

حافظ شیراز

 

 

ساقيا آمدن عيد مبارك بادت

وان مواعيد كه كردي مرواد از يادت

 

در شگفتم كه در اين مدت ايام فراق

برگرفتي زحريفان دل و دل مي دادت

 

برسان بندگي دختر رز گو به درآي

كه دم و همت ما كرد زبند آزادت

 

شادي مجلسيان در قدم و مقدم توست

جاي غم باد مران دل كه نخواهد شادت

 

شكر ايزاد كه ز تاراج خزان رخنه نيافت

بوستان سمن و سرو و گل و شمشادت

 

چشم بد دور كزان تفرقه ات باز آورد

طالع نامور و دولت مادرزادت

 

حافظ از دست مده دوست اين كشتي نوح

ورنه طوفان حوادث ببرد بنيادت

ورنه طوفان حوادث ببرد بنيادت

 

 

بهار ۹۰

 

شیرین

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اسفند 1389ساعت توسط ღ شيرين ღ| |